خرید بک لینک
هیئت تحریریه کلکتیوبرگردان شین میم شین ۱ اردوگاه های تمرکز به بخش مهم سیستم ترور بورژوازی انحصاری و به ویژه امپریالیسم فاشیستی آلمان اطلاق می شود. مراجعه کنید به فاشیسم فاشیسم۱http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11697۲http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11700۳http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11706پایانفاشیسمhttp://mimhadgarie.blogfa.com/post/3125پایان ۲ اردوگاه تمرکز امپریالیسم انگلیسبرای زنان افریقا اولین بار امپریالیست های انگلیس به تأسیس اردوگاه های تمرکز در جنگ بورن (۱۸۹۹ ـ ۱۹۰۲) مبادرت می ورزند.۳ بعد از روی کار آمدن فاشیسم در آلمان، در سراسر آلمان و بعد از جنگ در سرزمین های تحت اشغال ارتش نازی، اردوگاه های تمرکز تأسیس می یابند.۴ در اردوگاه های تمرکز امپریالیسم آلمان فاشیستی، مخالفین سیاسی رژیم نازی تروریزه می شوند، به لحاظ اقتصادی مورد بهره کشی و استثمار قرار می گیرند و به لحاظ فیزیکی نابود می گردند.۵ حتی در سال ۱۹۳۳ بیش از ۶۰ اردوگاه تمرکز در سراسر آلمان تأسیس می یابد که مخالفین هیتلر بدون «محاکمه و محکومیت دادگاهی» به مدت نامحدودی به «حبس حفاظتی» محکوم می شوند.۶ در پیوند با تدارک جنگ جهانی دوم، تعدادی از اردوگاه های تمرکز کوچکتر منحل می شوند و به جای آنها اردوگاه های تمرکز بزرگتر به عناوین زیر تأسیس می یابند:الف اردوگاه تمرکز بوخن والدب اردوگاه تمرکزماوت هاوزنپ اردوگاه تمرکز رافنزبروکت اردوگاه تمرکزساکسن هاوزن۷ پس از شروع جنگ جهانی دوم، تعداد زندانیان در اردوگاه های تمرکز به طرز چشمگیری افزایش می یابد.۸ به طرز روز افزونی زندانیان و اسرای خارجی به اردوگاه های تمرکز آورده می شوند.۹ از سال ۱۹۴۲ زندانیان اردوگاه های تمرکز

برچسب: نویسنده: آریا حسینی تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1403 ساعت: 15:12

پروفسور دکتر گونتر کروبر برگردان شین میم شین ۱۲حرکت به مثابه وحدت پیوست و گسست زمان و مکان، خود تضادمند است.۱۳چنین ایده های دیالک تیکی مهم در باره چند و چون حرکت ـ اما ـ در سیستم ایدئالیستی لایب نیتس و هگل در فرم مخدوش و عرفانی مطرح می شوند و نمی توانند برای علوم مفید واقع شوند.۱۴چون وقتی هگل دنیا را تجسم (جسمیت یافتن) ایده مطلق قلمداد می کند، پس حرکت جهان نیز نمی تواند چیزی بیش از حرکت و خودبالی این ایده مطلق و بنابرین بیش از یک روند فکری باشد.۱۵و یا وقتی ما همانند برکلی چیزهای واقعی را فقط مجموعه ای از احساس های سوبژکتیو تصور کنیم، پس باید سرچشمه حرکت آنها نیز ناگزیر در سوبژکت باشد.۱۶ کارل پیرسون (۱۸۵۷ ـ ۱۹۳۶) ریاضی دان انگلیسیمؤلف آثار بیشمار و از آن جمله گرامر علماین موضع ایدئالیسم ذهنی در ماخیسم از صراحت خاصی گذرانده می شود: «همه چیزها در حرکت اند، اما تنها در درون مفاهیم.»(پیرسون، «گرامر علم»)ادامه دارد. + نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۳ ساعت 9:12 توسط سیاوش زهری  | 

برچسب: نویسنده: آریا حسینی تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1403 ساعت: 15:12

شین میم شین بوستانباب سومدر عشق و مستی و شورحکایت اولبخش دوم(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۸۲ ـ ۸۳)ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم۱ اگر یاری، از خویشتن دم مزن که شرک است، با یار و با خویشتنمعنی تحت اللفظی:عاشق باید از خود، بیگانه باشد.عاشقی که خودبا و خودآگاه باشد، شبیه کسی است که برای خدا شریک تراشیده است. پیشاهنگ ستایش انگیز تفکر مفهومی، در عین حال درهم شکننده دیالک تیک چیزها، پدیده ها و سیستم ها ست.سعدی در این بیت شعردیالک تیک من و غیرمن را از هم می گسلد، من را بطور (۱) نفی می کند، تا غیرمن را بر تخت قدرت مطلقه بنشاند، تا غیرمن را به بهای انکار من، مطلق کند، تا من را در غیرمن مضمحل کند، تا زمینه را برای سیطره غیرمن بر من آماده سازد.سعدی در این بیت شعردیالک تیک من و غیرمن را از هم می گسلد، من را بطور سوبژکتیو نفی می کند، تا غیرمن را بر تخت قدرت مطلقه بنشاند، تا غیرمن را به بهای انکار من، مطلق کند، تا من را در غیرمن مضمحل کند، تا زمینه را برای سیطره غیرمن بر من آماده سازد.این تبهکاری تئوریک، با جعل و تحریف مفهوم (۲) توجیه و تطهیر می شود.این تبهکاری تئوریکی، با جعل و تحریف مفهوم «عشق» توجیه و تطهیر می شود.آنچه که پیوند قلبی انسانها می بایست باشد، در گنداب فکری سعدی و حافظ به ضد خود بدل می شود.انسان به بهانه «عشق» به انکار خویشتن خویش، به بیگانه شدن از خویش، به انحلال و اضمحلال خویش در بیگانه، به انسانیت زدائی خویش برمی خیزد.این بدترین بی حرمتی در حق انسان «نوعی» است.سعدی می گوید که «شرک است، با یار و با خویشتن».او وحدت تضادمند من با غیرمن را شرک می نامد و من را از هویت خویش، از منیت خویش، از شخصیت خویش، از حیثیت خویش تهی می کند، تا بیگانه را، تا غیرمن را د

برچسب: نویسنده: آریا حسینی تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1403 ساعت: 15:12

پروفسور دکتر ورنر هوفمنبرگردان شین میم شین۳۷ دولتی که به «وکالت» از سوی خلق زحمتکش، به وسیله مأمورین همیشه قابل خلع (چه از «بالا» و چه از «پائین») اداره می شود، بنا بر ماهیت خویش، دولت حاکمیت نیست، اما دولت قدرت می تواند باشد.(آماج به وضعیتی آتی و یا نقطه پایانی نسبی هر توسعه اطلاق می شودکه به طور فکری، به وسیله انسانها، پیشاپیش، ازمیان انبوهی از امکانات عینی انتخاب می شود (تعیین کیفی آماج) و مقرر می گردد (تعیین کمی آماج).آماج تنها به برکت عمل اکتیو (فعال) انسانی می تواند تحقق یابد، یعنی از خطه امکان به عالم واقعیت بگذرد. مترجم)۳۸ اکنون این سؤال تردید آمیز مطرح می شود که آیا اداره جامعه به وسیله فونکسیونرها (مأمورین) نمی تواند از نقطه زمانی معینی، خصلت مأموریتی خود را از دست بدهد؟۳۹ برای پاسخ به این پرسش، باید این مسئله مورد بررسی قرار گیرد که یک دولت کی بس می کند، در انطباق با آماج های خیرخواه ملت ـ به معنی وسیع کلمه ـ باشد؟۴۰ چنین پرسشی را در مورد هر حکومتی می توان مطرح کرد.۴۱ دعوی دولت ها مبنی بر «سوسیالیستی» بودن را باید به همان سان پذیرفت، که ما خصلت «دموکراتیک» داشتن نظامات دولتی پارلمانتاریستی را می پذیریم.۴۲ هر نظام قدرت جامعتی بنا بر محتوایش، از نظام حاکمیت تمیز داده می شود و نه حتما بنا بر فرم هایش.۴۳ قبول این ادعا که اگر اعمال قدرت مبتنی بر حاکمیت نباشد، معتدلتر از استفاده از قدرت با خصلت حاکمیت خواهد بود، ساده لوحانه است.۴۴ میزان کم و یا بیش مزایائی که یک جامعه عرضه می کند، به طور کلی نمی تواند موضوع قضاوت علمی قرار گیرد.۴۵ در واقع، محتوای جامعه است که در نهایت، تعیین کننده ادعاها و مظاهر ظاهری و نمودین آن است.(در دیالک تیک پدیده

برچسب: نویسنده: آریا حسینی تاريخ: چهارشنبه 13 تير 1403 ساعت: 8:14

شین میم شین بوستانباب سومدر عشق و مستی و شورحکایت اولبخش اول(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۸۰ ـ ۸۳)ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم! ۱ز دوست هر که تو بینی، مراد خود خواهدمراد خاطر سعدی، مراد خاطر او ست.معنی تحت اللفظی:خلایق همه از دم، تحقق آرزوی خود را از دوست می طلبند.به استثنای سعدی که خواهان تحقق آرزوی خود دوست است.مدح شبه ذم به این می گویند:دوست مورد سعدیخودش جزو آرزومندان است و دنبال باب الحوایج می گردد.سعدی در این بیت شعر، مردم را مذمت می کند، که از دوست وسیله ای برای نیل به اهداف شخصی (مراد) می سازند، در حالی که خود او تافته جدا بافته ای است و مرادی جز مراد دوست ندارد.سعدی بدین طریق میان وسیله و هدف علامت تساوی می گذارد و به تخریب دیالک تیک وسیله و (۱) می پردازد و ضمنا دیالک تیک عاشق و (۲) را به شکل دیالک تیک هیچ و همه چیز مسخ و مثله و مخدوش می کند. سعدی بدین طریق میان وسیله و هدف علامت تساوی می گذارد و به تخریب دیالک تیک وسیله و هدف می پردازد و ضمنا دیالک تیک عاشق و معشوق را به شکل دیالک تیک هیچ و همه چیز مسخ و مثله و مخدوش می کند.سعدی ضمنا دیالک تیک اوبژکت و سوبژکت را به شکل دیالک تیک مراد و دوست بسط و تعمیم می دهد. ادامه دارد. + نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۳ ساعت 0:39 توسط سیاوش زهری  | 

برچسب: نویسنده: آریا حسینی تاريخ: چهارشنبه 13 تير 1403 ساعت: 8:14

میم حجری https://hadgarie.blogspot.com/2024/07/blog-post.html ادامه دارد.

برچسب: نویسنده: آریا حسینی تاريخ: چهارشنبه 13 تير 1403 ساعت: 8:14

صفحه بندی